منو لیلی اووومدیم
تق تق تق تَتَق تَق
مااااا اومدیم ب نینی بلاگ
خودم ی دفتر خاطرات دارم ولی وقت نمیکنم یا اصلا نمیشه نوشت رسما دیگه فقط باید تایپ کرد وچتید 😂
تو دفترم وقتی لیلی تازه از دلم اومده بود تو بغلم😍
اول مچبندآی بیمارستانی ش رو چسبوندم بعد پد زخم آزمایش تیروئیدشو از کف پاشنه پای کوچولوش کندم اونجا چسبوندم بعدش اولین ناخن ش گرفتم و گذاشتم رو کاغذ و چسب زدم روش و ی خورده هم از اوج شگفت زدگی و خوشااااالیم براش نوشتم آخه از فانتزیام ه ک وقتی بزرگ شد خاطراتمو بخونه ک راجع ب خودشه😇
حالا ک دیگه لی لی جون داره میره تو ده ماه و ایشالا دوسه ماه دیگه تولد یک سالگیش😁
ای مامان فداش

هم اکنون هم ک اینقد داره تو خواب وول میخورهههههه 😐 بفرما دس انداخت سیم هنسوری مو کشید گوشیم از دستم افتاد 😶
ینی آتیش پاره ک میگنا من دارم ریزه ریزه تجربه ش میکنم
ب قول داش مشتیای قدیم
مخلص کلوم😎
دوووسسسششششدااااااااارم ی عالمه😍


منو لیلی اووومدیم 